خاطرات شروع دنیات

باورم نمیشه!

1397/8/14 1:19
نویسنده : لیلی کیا
37 بازدید
اشتراک گذاری
الهی من دورت بگردم عشقه دلم اصلا باورم نمیشه

همش میگم نکنه بخابم پاشم ببینم همش یه خواب بوده

۲روزه ی حالتای متفاوتی رو احساس میکردم تقریبا ۴ هفته از اقدامم میگذره

یه حسی امروز بهم میگفت تو توو دلمی

از بابا خواستم اومدنی بی بی چک بخره

بابا ک اومد ازم خواست چک کنم منم رفتم چک کردم اما بی بی منفی بودو فقط یه خط افتاد بازم امیدمو از دست ندادم چون هنوز فرصت داشتم بی بی رو گذاشتم رو میزو شروع کردیم ب خوردن شام

بابا خیلی زودتر از من شامشو خورد رفت بی بی رو نگاه کرد گفت لیلا یه خط دیگه افتاده گفتم علکی نگو دیگه بزار شاممو بخورم گفت ب خدا بیا ببین یه خط کمرنگ افتاده😢

دوایدم اومدم دیدم آره یه خط خیلی کمرنگ افتاده دیونه شدم اصلا هول شده بودم بابارو بغل کردم بهم نگاه میکردیم دوتایی میگفتیم باورم نمیشه

حتی هنوزم شک دارم منتظرم صبح بشه باز چک کنم اگه باز ۲تا خط بیفته برم آزمایش بدم

حال الانم خیلی خوبه از ذوق و یکمی هم استراب خوابم نمیبره

عکس بی بی رو واسه خاله فاطی فرستادم ک ببینه زنگ زد بهم کلی ذوق کرده بود چون خودشم بارداره همش میگفت باورم نمیشه دارم خاله میشم بابا هم حتی باور نکرده میگه تا جواب آزمایشو نبینم باورم نمیشه

مامانی تو دلم بمون جایی نرو میدونی ک عشق دلمی
پسندها (1)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف