خاطرات شروع دنیات

قبل از تو

1397/7/3 17:09
نویسنده : لیلی کیا
53 بازدید
اشتراک گذاری

امروز ۳ام مهر تصمیم گرفتم قبل از اومدنت خاطراتتو بنویسم شاید بعدها که خودت بودی نوشتن خاطراتتو ادامه بدیزیبا

من و بابا تصمیم گرفتیم که تورو داشته باشیم

خیلی وقته بهت فک میکنم به همه ی نیازات همه خواسته هات همه توقعات از من از دنیا

به این فک میکنم که میتونم مادر خوبی باشم!؟به این فک میکنم که بعد از به دنیا اومدنت چه اتفاقایی قرار بیفته!؟اینکه تو هر سنی و هر شرایطی چه نیازایی ممکنه واست پیش بیاد و اینکه من میتونم بهت کمک کنم ک مشکلاتو حل کنی؟اصلا میتونم دوست خوبی واست باشم یا نه!!!

به این چیزا ک فک میکنم دلم شور میزنهخطا

همش به خودم میگم نکنه این همه علاقه و دوسداشتنم نسبت به تو بهت آسیب بزنه نکنه تاثیر عکس داشته باشه نکنه از داشتن مامانی مثل من شرمنده بشی نکنه حسرت داشتن یه مامان دیگرو بخوری!

شاید فک کردن به این چیزا خیلی زود باشه واسه منی ک هنوز اقدام به داشتنت نکردمسکوت

ولی من واسه هر مرحله از زندگیت از الان برنامه ریزی کردممحبت

نمیدونم کی به جمع دو نفره من و بابا مهرداد اضافه میشی ولی بدون بی صبرانه منتظر دیدنتم

من لیلام مامانت
شماهم این حس و حالو داشتید؟🤔زیباقوی

پسندها (3)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامانمامان
3 مهر 97 17:51
سلام دوست عزیز.خوشحالم باوبلاگ قشنگتون آشناشدم و با اجازتون بعنوان دنبال کننده اضافش کردم.
اگرقابل دونستیدشماهم به ما سربزنید.
شاد و سلامت و موفق باشید
لیلی کیا
پاسخ
سلام عزیزم
ممنون از همراهیتون
حتمابای بای
1